X
تبلیغات
بیهوشی و فیزیوپاتولوژی - کاتتر شریان ریوی
Anesthesia & Phisiopatology

این فصل یک آشنایی درباره اطلاعاتی است که کاتترهای شریان ریوی بوجود می آورند . اغلب متغیرهای همودینامیکی این فصل بطور شروح در فصل های 1 و 2 ذکر گردیده اند ، بنابراین بهتر است قبل ازادامه این فصل ، دو فصل فوق را مرور نمایید . به یاد داشته باشید که کارآیی کاتتر شریان ریوی بر پایه توانایی آن در اطلاعاتی که بوجود می اورد نیست ، بلکه متکی به توانایی پزشک دردرک این اطلاعات است . ممکن است این نکته بی اهمیت بنظر برسد لیکن بررسی ها نشان می دهند که پزشکان در مورد اندازه گیری هایی که کاتتر شریان ریوی انجام می دهد ، درک کافی ندارند .

طرح کاتتر

ابداع کاتتر شریان ریوی (Pulmonary artery , or PA) توسط HJC Swan بود . او یک متخصص قلب بود که طرح اولیه کاتتر به ذهنش خطور کرد . خود او در این باره می گوید :

دراواخر 1967 بود که فرصتی برای بردن فرزندانم به ساحل سانتامونیکا دست داد . روز شنبه بسیار گرمی بود ، و قایق های بادبانی بر روی آب ایستاده بودند ( به علت نبودن باد . ) لیکن در حدود نیم مایلی ( هشت صد متری ) ساحل ، متوجه قایقی شدم که بادبان بسیار بزرگ متقارنی داشت و با سرعت مناسبی در حرکت بود . سپس این فکر به ذهنم خطور کرد که یک پره یا چتر را در انتهای یک کاتتر بسیار انعطاف پذیر ( نرم –م) قرار داده و به این ترتیب بر شانس عبور وسیله به داخل شریان ریوی بیفزاییم .

سه سال بعد ( در 1970) ، یک کاتتر PA که بادکنک چوبی در نوک آن بود ، معرفی گردید . وقتی بادکنک باد می شد ، بصورت بادبانی عمل می کرد که اجازه می داد جریان خون وریدی ، کاتتر را از سمت راست قلب عبور دهد و به این ترتیب کاتتر وارد شریان ریوی گردد . بر پایه این مکانیزم شناوری بادکنک ، امکان وارد کردن کاتتر به سمت راست قلب در کنار بستر بیمار فراهم گردید ، بدون اینکه نیازی به کمک فلوروسکوپ باشد .

جنبه های اساسی

اساس کاتتر PA در شکل 1/10 نشان داده شده است . طول کاتتر 110 سانتی متر است و قطر خارجی آن mm3/2 ( اندازه 7 فرانسوی ) است . دو مجرای داخلی دارد : یک مجرا تمام طولکاتتر را طی می کند و درست در نوک کاتتر باز می شود ( دریچه انتهایی یا Distal ) ، و مجرای دیگر که کوتاه تر است در فاصله 30 سانتی متری از نوک کاتتر باز می شود ( دریچه ابتدایی یا Proximal) . نوک کاتتر مجهز به بادکنکی با ظرفیت mL 5/1 است . همانطور که نشان داده شده است ، وقتی بادکنک بطور کامل باد شده باشد ، یک برگشت ( پس زنی ) را برای نوک کاتتر ایجاد می کند ، و این موجب می شود که به هنگام جلو راندن کاتتر ، نوک آن ساختمان های عروقی را سوراخ نکند . سرانجام اینکه ، یک thermistor ( یعنی یک دستگاه مبدل یا ترانس دووسر که تغییرات دما را احساس می کند ) در فاصله 4 سانتی متری نوک کاتتر بر روی سطح خارجی کاتتر واقع گردیده است . ترمیستور می تواند جریان مایع سردی را که از طریق دریچه ابتدایی کاتتر تزریق می شود ، اندازه بگیرد و سرعت این جریان معادل برون ده قلب می باشد ( به فصل 12 مراجعه کنید .)

وسایل جانبی اضافی

کاتترهای PA یی که بطرز خاصی طراحی شده اند ، وسایل جانبی دیگری هم دارند :

یک مجرای اضافی که در فاصله 14 سانتی متری از نوک کاتتر باز می ود و می توان از آن به عنوان مجرای انفوزیون و یا عبور دادن پیس میکرهای موقتی که به داخل بطن راست هدایت می شوند ، استفاده نمود .

یک سیستم فایبراپتیک که امکان مانیتورینگ مداوم اشباع اکسیژن خون مخلوط وریدی را فراهم می اورد .

یک ترمیستور پاسخ دهنده که می تواند خون جهش یافته در هر انقباض بطن راست (ejection fraction) را اندازه بگیرد .

یک رشته حرارتی ، پالس های حرارتی کم انرژی تولید کرده و امکان اندازه گیری مداوم برون ده قلب را از طریق رقیق کردن حرارت ( thermodilution ) فراهم می کند .

تنوع بسیار زیاد ابزار موجود برای کاتتر PA موجب شده که این وسیله مشابه چاقوی سوئیسی ( چاقوی چند کاره ) برای متخصصین مراقبت ویژه باشد . ( یعنی چند منظوره باشد –م)

نحوه وارد کردن کاتتر

کاتتر را از ورید تحت ترقوه و یا ژوگولر وارد می کنیم . همانطور که در شکل 1/0 نشان داده شده است ، در اغلب موارد برای تسهیل ورود یا خروج کاتترهای PA ، از یک کاتتر راهنمایی که قطر زیادی دارد ، استفاده می شود . ) درست قبل از وارد کردن کاتتر ، دریچه انتهایی آن را به یک ترانس دووسر فشار و اوسیلوسکوپ مانیتور می کنیم . هنگامی که نخست نوک کاتتر وارد مجرای رگ می شود ، از دریچه انتهایی کاتتر نوساناتی بر روی منحنی های فشار ظاهر می شود . وقتی این اتفاق افتاد ، باید با mL 5/1 هوا ، بادکنک بطور کامل پر گردد . سپس ، در حالی که بادکنک باد شده است ، کاتتر را به جلو هدایت می کنیم . منحنی های فشاری که به هنگام جلو راندن کاتتر در سمت راست قلب بوجود می آیند ، در شکل 2/10 نشان داده شده اند .

1-               با ظهور نوساناتی در ثبت فشار ، به فشار ورید اجوف ثبت می شود ، همچنان بدون تغییر می ماند تا اینکه نوک کاتتر به داخل دهلیز راست هدایت شود . ( فشار طبیعی ورید اجوف فوقانی mmHg 6 تا 1 می باشد . )

2-               هنگامی که نوک کاتتر از دریچه سه لتی عبور کرد و وارد بطن راست شد ، فشار سیستولیک ضربان دار ظاهر می شود . بر روی منحنی ضربان دار ، شار دیاستولیک برابر است با فشار شریانی سمت راست قلب . ( فشار سیستولیک طبیعی بطن راست mmHg 30 تا 15 است . )

3-               هنگامی که کاتتر از دریچه شریان ریوی عبور می کند و وارد شریان ریوی می شود ، ناگهان فشار دیاستولیک بالا می رود ، در حالی که فشار سیستولیک بدون تغییر می ماند . ( فشار دیاستولیک طبیعی شریان ریوی mmHg 12 تا 6 است . )

4-               در حین جلو رفتن کاتتر در طول شریان ریوی ، ناگهان بخش سیستولیک منحنی ناپدید می شود . فشاری که باقی می ماند را به عنوان فشار wedge مویرگی ریوی در نظر می گیرند (pulmonary capillary wedge pressure  یا PCWP ) . مقدار طبیعی این فشار 6 تا 12 میلی متر جیوه است .

5-               هنگامی که فشار Wedge ظاهر می شود ، دیگر گاتتر را به جلو نرانده و هوای بادکنک را خالی می کنیم . دوباره باید فشار ضربان شریان ریوی ظاهر شود .

بادکردن بادکنک

در تمام زمانی که کاتتر PA در شریان ریوی قرار دارد باید بادکنک نوک کاتتر خالی از هوا باشد . هنگامی که بادکنک را باد می کنیم که بخواهیم فشار wedge شریان ریوی را اندازه بگیریم . هنگامی که برای اندازه گیری فشار ، بادکنک باد می شود بطور ناگهانی بادکنک را بطور کامل ( با mL 5/1 هوا ) باد نکنید . باید بادکنک به اهستگی باد شود تا اینکه منحنی فشار wedge بر روی اوسیلوسکوپ مانیتور ظاهر شود . به محض اینکه فشار wedge رضایت بخشی ثبت شد ، باید هوای بادکنک بطور کامل خالی شود . ( هنگامی که کاتتر در محل قرار دارد ، جدا کردن سرنگ از دریچه تزریق بادکنک ، کمک به جلوگیری باد شدگی نامشخص بادکنک خواهد کرد . )

مشکلات معمول            

در زیر بعضی از مشکلاتی که ممکن است در طی قرار دادن کاتتر PA بروز کننند ، شرح داده شده است .

کاتتر به داخل بطن راست هدایت نمی شود

              در این مورد ، هیچ فشار ضربان داری بدست نمی آید ، حتی اگر کاتتر بیش از cm 20 به جلو هداست شود ( در مورد مسافت کاتتر تا دهلیز راست به جدول 4/4 مراجعه کنید . ) یک مانور که ممکن است این مشکل را برطرف کند این است که بجای هوا ، بادکنک را باید mL 5/1 مایع ( استریل ) پر کنیم . سپس بیمار را در حالتی قرار دهیم که سمت چپ بدن او پایین قرار گیرد و سپس به آهستگی کاتتر را به جلو هدایت می کنیم . مایع بر توده ( وزنی ) بادکنک افزوده و این کار می تواند به سقوط بادکنک به داخل بطن راست کمک کند . همچنین وزن اضافه شده موجب می شود که در موقع بالا بودن فشار در بطن راست ، پس زدن بادکنک مشکل تر باشد . ( منظور این است که بادکنک آسان تر به جلو رانده می شود-م) وقتی وارد بطن راست شدیم ، باید مایع را خارج نمود و دوباره بادکنک را با هوا پر کنیم .

کاتتر به داخل شریان ریوی هدایت نمی شود

بطور معمول این مشکل در اثر پیچ خوردن کاتتر در بطن راست ایجاد می شود . با بیرون کشیدن کاتتر تا محل ورید اجوف فوقانی و هدایت دوباره آن به جلو ، این مشکل به آسانی حل می گردد . وقتی که کاتتر در بطن راست به جلو هدایت می شود ، سعی نکنید که به زور آن را به جلو هدایت کنید . برایه دایت کاتتر به جلو ، باید حرکت آن آهسته تر و مداوم بادش . این کار موجب می شود که کاتتر در جریان خون شناور گردیده و وارد شریان ریوی شود . اگر تلاش های مکرر برای هدایت کاتتر به جلو ناموفق بود ، بهتر است که برای تحریک انقباض بطن ، از راه دریچه انتهایی کاتتر ، کلسیم سولفات را بصورت یکباره (bolus) تزریق کنید . این کار فقط بر اساس گزارشات محدود و نقل قول هایی که در این زمینه وجود دارد ، انجام می گیرد ، و نویسنده این کتاب در هر سه موردی که این کار را انجام داده است ، موفق بوده است .

آریتمی ها

در طی قرار دادن کاتتر PA ، آریتمی های دهلیزی و بطنی شایع می باشد ( در یک گزارش ، در 50 درصد از بیمارانی که برای آنها کاتتر نصب شده بود ، آریتمی ایجاد گردید ) . لیکن تقریباً هیچگاه آریتمی ها زیانبار نبوده و بندرت نیاز به درمان می باشد . اگر به آریتمی پی بردید ، کاتتر را تا رسیدن آن به داخل ورید اجوف ، بیرون بکشید ؛ قاعدتاً باید آریتمی برطرف شود . تنها اختلالات ریتمی که باید سریعاً در آنها مداخله نمود عبارتند از بلوک قلبی کامل ( که باید آن را با پیس میکر موقتی داخل وریدی ، درمان نمود ) و تاکی کاردی مداوم بطنی ( که باید با لیدوکائین یا ماده ضد آریتمی مناسب دیگری درمان نمود ) . خوشبختانه ، در طی قرار دادن کاتتر PA ، بندرت با این آریتمی های بدخیم ( مقاوم –م) مواجه می شویم .

ناتوانی در بدست آوردن فشار wedge

حدوداً در یک چهارم از موارد نصب کاتتر PA ، حتی با هدایت کردن حداکثر طول کاتتر در شریان ریوی ، باز هم فشار ضربان دار PA ناپدید نمی شود . ممکن است این یافته ناشی از باد شدن ناهماهنگ بادکنک باشد ، ولی علت واقعی آن ناشناخته است . هنگامی که چنین چیزی رخ داد ، می توان از فشار دیاستولیک شریان ریوی به عنوان جایگزینی برای فشار wedge مویرگی استفاده نمود ( در تمام بیماران باید این دو فشار یکسان باشد مگر در آنهایی که مبتلا به هیپرتانسیون ریوی هستند ) . نیازی به وارد کردن کاتتر PA جدیدی نیست مگر فشار PA بیمار بالا باشد و پزشک بخواهد مشخص کند که آیا مشکل موجود ، نارسایی قلب است .

پارامترهای همودینامیک

جالب ترین ویژگی کاتتر PA این است که می توان بوسیله آن تعداد زیادی از متغیر های همودینامیکی را اندازه گرفت و محاسبه نمود . ده پارامتر مختلف کارآیی قلبی عروقی و چهار پارامتر حمل اکسیژن سیستمیک را می توان با این وسیله محاسبه نمود . مشروح هر یک از متغیرهای فیزیولوژیکی که با کاتتر PA بدست می ایند در فصل های 1 و 2 ارائه شده است ( به جدول های 1/1 و 4/2 مراجعه کنید ).

مساحت سطح بدن

در اغلب موارد ، متغیرهای همودینامیکی در ازتباط با اندازه بدن بیان می شوند . به عنوان شاخصی از اندازه بدن ، بجای توده ( وزن ) بدن ، از مساحت سطح بدن (BSA یا body surface area ) استفاده می شود که هم قد (Ht) و هم وزن (Wt) را شامل می شود . BSA با استفاده از نمودارهای استاندارد ، یا با استفاده از رابطه ای به نام فرمول DuBois بدست می اید ( به ضمیمه پایان کتاب مراجعه کنید ) .

می توان رابطه ساده زیر را جایگزین دو روش فوق نمود :

(1/10) BSA(m2)=[Ht(cm) +Wt(kg)-60]/100

BSA یی که با این فرمول بدست می آید تا 99% با BSA بدست آمده با فرمول استاندارد DuBois مطابقت دارد . BSA فرد بالغی که  اندازه بدن متوسطی دارد ، 6/1 تا 9/1 متر مربع است .

کارآیی قلبی عروقی

پارامترهای کارآیی قلبی عروقی در جدول 1/10 نشان داده شده اند . ( به جدول 1/1 نیز مراجعه کنید ). انهایی که در ارتباط با مساحت سطح بدن (BSA ) بیان می شوند با وازه شاخص مشخص شده اند ( مثلاً هنگامی که برون ده قلب در ارتباط با BSA بیان می شود ، به آن شاخص قلبی یا Cardiac index می گوییم ).

فشار وریدی مرکزی

این فشار از راه دریچه ابتدایی (proximal) کاتتر PA یی که در ورید اجوف فوقانی یا در دهلیز راست جای گرفته است ، ثبت می گردد . فشار ورید مرکزی (CVP یا Central Venous Pressure ) با فشار داخل دهلیز راست برابر است . قاعدتاً باید فشار دهلیز راست (RAP یا Right atrial pressure ) برابر با فشار پایان دیاستولیک بطن راست (RVEDP) باشد ، البته در صورتی که هیچ انسدادی بین دهلیز و بطن راست وجود نداشته باشد .

(2/10)    CVP=RAP=RVEDP         

فشار wedge مویرگی ریوی

این فشار آن طور که در آخرین بخش ذکر گردیده است ، اندازه گیری می شود . چون PCWP هنگامی اندازه گیری می شود که هیچ جریانی بین نوک کاتتر و دهلیز چپ وجود ندارد ( چون بادکنک روی نوک کاتتر باد شده است ) ، قاعدتاً بایستی PCWP برابر با فشار دهلیز چپ (LAP) باشد . همچنین باید LAP برابر با فشار پایان دیاستولیک بطن چپ (LVEDP) باشد ، البته در صورتی که هیچ انسدادی بین دهلیز و بطن چپ وجود نداشته باشد

(3/10) PCWP=LAP=LVEDP

شاخص قلبی (Cardiac index)

ترمیستور موجود در انتهای کاتتر PA برای اندازه گیری برون ده قلب مورد استفاده قرار میگیرد ، به این ترتیب که حجم مشخصی از مایع سرد را از طریق دریچه ابتدایی (proximal) کاتتر PA به داخل دهلیز راست تزریق می کنیم و تغییر دمای خونی را که در شریان ریوی جریان دارد ، اندازه می گیریم . سپس از روی کاهش دمای خون ، میزان برون ده قلب را محاسبه می کنیم .

این روش ، به روش رقت حرارتی (thermodilution technique) می گویند و برون ده قلب را بصورت جریان خون ولومتریک متوسط اندازه می گیرد . وقتی برون ده قلب بر BSA تقسیم شود ، بصورت شاخص قلبی بیان می شود .

(4/10 ) CI=CO/BSA

حجم ضربه ای (stroke volume)

شاخص حجم ضربه ای (SVI) عبارت است از حجم خارج شده از بطن ها در طی سیستول . با تقسیم CI بر تعداد ضربان قلب ، به آسانی SVI بدست می آید .

(5/10) SVI=CI/HR

کسر تخلیه بطن راست

کسر تخلیه (ejection fraction) عبارت است از بخشی از جمع داخل بطن که در طی سیستول به بیرون رانده می شود . کسر تخلیه راست (RVEF) را می توان با کاتتر PA مخصوصی که مجهز به ترمیستور با واکنش سریع است ، اندازه گرفت . اندازه گیری حاصله شاخصی است از نسبت حجم ضربه ای (SV) و حجم پایان دیاستولیک بطن راست (RVEDV)

(6/10) RVEF=SV/RVEDV

حجم پایان دیاستولیک بطن راست

وقتی RVEF اندازه گیری شد ، می توان با جابجا کردن پارامترهای فرمول محاسبه RVEF ، RVEDV را محاسبه نمود .

(7/10) RVEDV=SV/RVEF

شاخص کار ضربه ای بطن چپ

شاخص کار ضربه ای بطن چپ ( left-ventricular stroke work index or LVSWI ) عبارت است از کار انجام شده بوسیله بطن چپ برای بیرون راندن حجم ضربه ای به داخل آئورت . کار بوسیله نیرو یا فشار ( فشار wedge مویرگی ریوی – فشار متوسط شریانی ) و توده یا حجم (SV) مربوطه که به حرکت در می اید ، مشخص می گردد . فاکتور 0136/0 فشار و حجم را تبدیل به واحد کار می کند .

(8/10) LVSWI-(MAP-PCWP)×SVI(×0/0136)

شاخص کار ضربه ای بطن راست

شاخص کار شربه ای بطن راست (RVSWI یا Right- ventricular stroke work index ) عبارت است از کار لازم برای حرکت حجم ضربه ای در گردش خون ریوی . این کار از روی فشار ایجاد شده بوسیله بطن راست در طی سیستول (CVP – فشار شریان ریوی ) برای بیرون راندن حجم ضربه ای ، محاسبه می شود .

(9/10) RVSWI=(PAP-CVP)×SVI(×0/0136)

شاخص مقاومت عروق سیستمیک

شاخص مقاومت عروق سیستمیک (SVRI یا system vascular resistance index ) عبارت است از مقاومت عروقی موجود در تمام گردش خون عمومی یا سیستمیک . این شاخص متناسب است با اختلاف فشار آئورت تا دهلیز راست (MAP-CVP) ، و رابطه معکوس با جریان خون (CI) دارد . ( برای تبدیل واحدها نیاز به ضریب 80 می باشد ).

(10/10) SVRI=(MAP-RAP)×80/CI

شاخص مقاومت عروق ریوی

شاخث مقاومت عروق ریوی (PVRI یا pulmonary vascular resistance index ) متناسب با اختلاف فشار در تمام ریه ، از شریان ریوی (PAP) تا دهلیز چپ (LAP) . چون فشار wedge معادل LAP است ، می توان اختلاف فشار در ریه را به صورت (PAP-PCWP) بیان نمود . سپس می توان با استفاده از رابطه زیر ، PVRI را بدست آورد .

(11/10) PVRI=(PAP-PCWP)×80/CI

حمل اکسیژن در گردش خون سیستمیک

پارامترهای مؤثر در حمل اکسیژن در گردش خون سیستمیک در جدول 2/10 نشان داده شده اند ( به جدول 4/2 نیز مراجعه کنید ).

حمل اکسیژن

حمل اکسیژن یعنی سرعت ( میزان ) حمل اکسیژن در خون شریانی ، و برابر است با حاصل ضرب برون ده قلب در غلظت اکسیژن خون شریانی . حمل اکسیژن شریانی(arteria O2 delivery Do2) با رابطه 12/10 تعریف می گردد ، که در آن Hb هموگلوبین و Sao2 اشباع اکسیژن شریانی می باشد ( برای نحوه بدست آوردن این رابطه به فصل 2 مراجعه کنید .)

(12/10) Do2=CI×13/4×Hb×Sao2

اشباع اکسیژن خون مخلوط وریدی

اشباع اکسیژن در خون شریان ریوی ( خون مخلوط وریدی ) را می توان با یک کاتتر PA مخصوص بطور دائم مانیتور نمود ، یا می توان بصورت in vitro ( در خارج از بدن –م ) با نمونه خونی که از دریچه انتهایی کاتتر گرفته می شود ، اندازه گرفت . ( در مورد شرح اندازه گیری اشباع O2 به فصل 22 مراجعه کنید ). Svo2 بطور معکوس با مقدار اکسیژن بدست آمده ( برداشت شده ) از گردش خون مویرگی محیطی تغییر می کند ؛ یعنی :O2 برداشت شده /Svo2=1

جذب اکسیژن

جذب اکسیژن (Vo2) عبارت است از میزان اکسیژن بدست آمده از گردش خون مویرگی سیستمیک ، و برابر است با حاصل ضرب برون ده قلب در اخلاف غلظت اکسیژن خون شریانی و خون مخلوط وریدی . فرمول جذب O2 که در زیر نشان داده شده ، از فصل 2 اقتباس شده است .

(13/10)        Vo2= CI×13/4×Hb×(Sao2-Svo2)

نسبت برداشت اکسیژن

نسبت برداشت اکسیژن (O2ER یا  Oxygen Extraction Ratio) عبارت است از مقدار اکسیژن جذب شده از گردش خون مویرگی سیستمیک ، و برابر است با نسبت بین حمل O2 و جذب O2 .برای بیان این نسبت بصورت درصد ، می توان آن را در 100 ضرب نمود .

(14/10) O2ER=Vo2/Do2(×100)

نیم رخ (profile) همودینامیکی

پارامترهایی را که تا اینجا شرح دادیم می توان برای بدست آوردن جنبه های ویژه کارآیی قلبی عروقی سازمان دهی نمود . چند نمونه از نیم رخ همودینامیکی در زیر ارائه شده است .

نارسایی قلبی

بر اساس رابطه بین فشار پر شوندگی بطن ، برون ده قلب ( یا حجم ضربه ای ) ، و مقاومت عروقی موجود در برابر جریان خروجی خون ، می توان کارآیی سمت های راست و چپ قلب را مورد ارزیابی قرار داد .

نمونه های زیر ، نیم رخ هایی هستند که در نارسایی شدید قلب مورد انتظار هستند .

نارسایی قلب چپ                         نارسایی قلب راست

-------------                         ----------------

PCWP بالا                      RAP بالا

CI پایین                           CI پایین

SVRI بالا                        PVRI بالا

 

هیپوتانسیون

فشار متوسط شریانی تابعی از برون ده قلب و مقاومت عروق سیستمیک است : MAP=CI×SVRI . در واقع برون ده قلب وابسته به بازگشت وریدی است . اگر از CVP به عنوان شاخصی از بازگشت وریدی استفاده شود ، آنوقت می توان از سه متغیر برای ارزیابی منشاء هیپوتانسیون استفاده نمود : CVP ، CI و SVRI ، موارد زیر ، نیم رخ هایی از این متغیرها در سه نوه هیپوتانسیونی هستند که بطور معمول با آنها سر و کار داریم

وازوژنیک       کاردیوژنیک              هیپوولمیک

--------     ----------           ---------

CVP پایین    CVP بالا                          CVP پایین

CI بالا                              CI پایین                 CI پایین

SVRIپایین   SVRI بالا               SVRIبالا

 

شوک کلینیکی

ویژگی تمام شوک های کلینیکی ، اکسیژناسیون ناکافی بافتی است . با پارامترهای حمل اکسیژن سیستمیک می توان بطور غیر مستقیم اکسیژناسیون محیطی ( بافتی ) را ارزیابی نمود ، و به این ترتیب می توان به تشخیص وضعیت شوک کمک نمود . یک نمونه از اینکه چگونه می توان با پارامترهای حمل اکسیژن ف وضعیت شوک را تشخیص داد ، در زیر آورده شده است .

شوک کاردیوژنیک ( با مشناء قلبی-م)

--------------------------------

CVI بالا

CI پایین

SVRI بالا

Vo2  پایین

نارسایی قلبی

------------

CVP بالا

CI پایین

SVRI بالا

Vo2 طبیعی

در مقطع های بالا ، بدون اندازه گیری Vo2 نمی توان بین وضعیت برون ده کم قلب و شوک کاردیوژنیک فرق گذاشت . این موضوع نشان می دهد که چگونه می توان از مانیتورینگ حمل اکسیژن برای تعیین عواقب اختلالات همودینامیکی بر اکسیژناسیون محیطی استفاده نمود . کاربردها و محدودیت های مانیتورینگ حمل اکسیژن بطور مفصل تر در فصل 13 شرح داده شده است .

نیم رخ های کامپیوتری شده

نظر به محاسبات متعددی که برای تعیین نیم رخ های همودینامیکی لازم است ، کامپیوتر می تواند بخوبی این وظیفه را انجام دهد . نویسنده کتاب یک برنامه کامپیوتری در اختیار دارد که با برنامه BASIC نوشته شده است و 10 پارامتر همودینامیکی منجمله مساحت سطح بدن را محاسبه و ارائه می دهد . این برنامه بر حسب درخواست متقاضیان در اختیار آنها قرار خواهد گرفت .

+ نوشته شده در  ساعت 14:21  توسط حاجي تبار فيروز جايي  |